اسرار تایپوگرافی

در اینجا ما پنج اسرار تایپوگرافی را بررسی می کنیم که طراحان حرفه ای همیشه به آن نیاز دارند تا تایپوگرافی خود را اصلاح کنند.

  1. Kern Upside Down

Kerning به فضای بین دو حروف اشاره می کند. طراحان اغلب باعث افزایش یا کاهش ارنج برای بهبود تقارن کلی و تجدید نظر زیبایی یک کلمه می شوند.

لوگوی مشهور گوگل که در سال 2014 دوباره طراحی شده است. نمونه ای از قدرت ظریف کرنینگ است.

در نرم افزار انتخابی شما، احتمالا گزینه ای برای تنظیم کرنینگ دارید. در Adobe InDesign ، شما می توانید آن را در پانل کنترل های قالب بندی کاراکتر در بالای فضای کاری پیدا کنید. با تنظیم مکان نما نوع حروف و تایپ و یا انتخاب یک مقدار از منوی کرنینگ تنظیم می شود.

اما در اینجا راز بزرگ این کار بیان میشود … شما همیشه باید بصورت وارونه عملیات KERN را انجام دهید.

  1. کرنینگ وارونه

.

بله شما آنرا درست خواندید. و از آنجایی که ما به خواندن نامه ها و شکل دادن آنها به کلمات عادت داریم، اغلب ارزش گرافیکی آن را ارزیابی نمی کنیم. ما نمی توانیم اولین کلمه را بخوانیم و به فاصله بین حرف های کلمه دوم نگاه کنیم.

با وارونه کردن متن، می توانید فاصله بین حروف را به صورت عینی ارزیابی کنید و تصمیم بگیرید.

دفعه بعد که یک متن هدر یا لوگو دارید، سعی کنید آن را کرن کنید، از این تفاوت که این ترفندی ساده است، می تواند شگفت زده شوید.

  1. یک سلسله مراتب برای متون در نظر بگیرید

سلسله مراتب تایپوگرافی، مورد استفاده است برای همه انواع طرح های متنی، از مقالات مجلات گرفته تا پوسترها. این اصل است که شما باید محتوای متن را به یک سلسله مراتب سه گانه ترتیب دهید، که از بزرگترین قطعه متن تا کوچکترین سیر کند. این به خواننده کمک می کند تا محتوا را هضم کند، نشان می دهد که چه باید اول خوانده شود و چه چیزی باید آخر خوانده شود.

هنگامی که شما در طرح خود نگاه می کنید، ظاهر شلوغ، و غرق کننده است؟ این ممکن است ناشی از فقدان سلسله مراتب متمایز در طراحی شما باشد. سعی کنید متن را در هر صفحه به سه بخش تقسیم کنید: یک هدر بزرگ، یک عنوان کوچکتر یا گروهی از زیر عنوانها، و حتی پاراگرافهای کوچکتر.

این قانون 1-2-3 یک اثر فوری بر روی هر متنی دارد، به آن کمک می کند تا احساسات بیشتری نسبت به متنتان داشته باشید.

  1. کنتراست فونت های شما

اسرار ترکیبی از تایپوگرافی، متکی به قدرت ترکیب عناصر متضاد با یکدیگر برای ایجاد علاقه به تایپوگرافی شما است. این کار مانع از این است که طراحی شما سبک وزن نباشد، و چیزی را ایجاد کند که مدرن و متعادل باشد.

ساده ترین راه برای معرفی کنتراست در تایپوگرافی این است که دو فونت متضاد را با یکدیگر ترکیب کنید. درهم آمیختن یک serif با یک سرصفحه یک ترفند فوری است که طراحان اغلب از آن استفاده می کنند. در اینجا می توانید ببینید که چگونه سرصفحه سنتی serif کمک می کند تا متن بدنه را در زیر خود زیبا جلوه دهد.

حال حالت برعکس تصویر بالا را اجرا میکنیم تا تفاوت را احساس کنید.

هیچ راهی درست یا غلط محض نیست برای ترکیب فونت های شما، اما با مقایسه دو طرح بالا متوجه میشوید که طرح اول دل نشین تر است.

یک قاعده خوب این است که فونت هایی را انتخاب کنید که دارای وزن مشابهی با یکدیگر هستند و به طور قابل توجهی ضخیم تر و یا ضعیف تر از هم نیستند.

  1. بازگشت به زمان قدیم؟

هیچ ایرادی ندارد که از فونتهای قدیمی استفاده کنیم، بسیاری از فونت هایی که هر روزه استفاده میشوند ساخته چندین دهه قبل میباشند ولی همچنان زیبایی دارند، یک تایپوگرافی زیبا به استفاده از فونت های جدید و گران قیمت وابسته نیست، پس بدون هیچ شرمساریی از فونت های قدیمی استفاده کنید و سعی در بهبود تایپوگرافی خود کنید تا استفاده از فونت های جدید.

  1. ساخت یک فیلم ستاره ای

این ممکن است کمی عجیب و غریب به نظر برسد، اما شما واقعا باید فونت خود را به همان شیوه انتخاب کنید که یک کارگردان ممکن است بازیگران فیلم خود را انتخاب کند. بازیگران باید در کارهایشان عالی باشند، آنها باید با سایر بازیگران در فیلم همکاری داشته باشند تا این احساس را باور کنند. هر بازیگر نیز شخصیتی یا انرژی خاصی را برای بازیگران به ارمغان می آورد که به نگرش کلی فیلم کمک می کند.

به همین ترتیب، شما باید فونت های خود را بر اساس این سه معیار کیفیت، رفتار با فونت های دیگر و روحیه یا شخصیت مناسب انتخاب کنید.

فونت های با کیفیت بالا نه تنها زیبا هستند، بلکه دارای قابلیت های بالا هستند، در بیشتر اندازه ها و وزن ها کار می کنند و زمانی که در رنگ های مختلف تنظیم می شوند. همانند ستارگان فیلم.

هر نوع فونت دارای “خلق و خویی” است، حیرت انگیز، هیجان انگیز، شاد و یا غم انگیز. ما به اشکال و خطوط نگاه می کنیم و این اطلاعات را شخصیت می شماریم. یک بازیگر جدی ممکن است جفت متداول برای یک بازیگر کمدی و پر انرژی نباشد و به همان شیوه شما نیاز به ارزیابی روحیه فونتهای انتخاب شده خود دارید. از ارسال پیام های مخفی با خلق و خوی فونت های خود جلوگیری کنید. اگر یک خلق و خوی متحد ایجاد کنید، طرح شما احساس قوی تر و جامع تر خواهد شد.

  1. نتیجه گیری: 5 مرحله برای موفقیت تایپوگرافی

تایپوگرافی کار سختی نیست! این پنج نکته مخفی توسط طراحان مورد استفاده قرار می گیرند تا به نوعی تایپوگرافی زیبایی ارائه دهند. بیایید لیست را بازبینی کنیم:

  1. کرنینگ وارونه
  2. سلسله مراتب  قانون 1-2-3، عنوان / زیر عنوان / متن بدن را اعمال کنید.
  3. کنتراست فونت
  4. تاریخ فونت
  5. ساخت یک فیلم برای تایپوگرافی خود 

تایپو گرافی چیست؟

تایپوگرافی: “تایپ از واژه یونانی typos به معنای شکل است” اما همه میدانیم به معنی “نوع” و “گونه” نیز هست: مکعب های کوچک همگون و همنوعی کهبلوک های کوچک همگون و هم نوعی که بلوک های کوچک سربی را تشکیل میدادند و از همنشینی شان واژه، جمله و نوشتار شکل می گرفت.هم زمان با دوره ی “لی اوت مدرن” استفاده از نوشتار تایپی در کار های گرافیکی شکل تازه ای می یابد و تایپ فقط به نوع و گونه خاصی از حروف اطلاق می شودکه با ماشین، تایپ می شود. بنابراین در آن دوره که تقریبا مقارن با اوج فعالیت طراحان نسل دوم ایران است، تایپ تعریف مشخص و محدودی داشتهکه برشمردیم اما با ظهور و تکامل رایانه، کنش تایپ از جمله ی بدیهی ترین کنش های این وسیله –محیط- شد تا امروز  که همان حروف شناخته شده ی تایپی را میتوان در رایانه ها جست، به اضافه ی حروفی که ما می توانیم به حافظه ی رایانه شخصی خود بیفزاییم. این حروف، امروزه میتواند از سرکش ترین قلم های خوش نویسی ایرانی همچون تعلیق و شکسته ی نستعلیق تا تصاویر ابداعی ما به عنوان حرف را در برگیرد. مثلا ما می توانیم روی سطوحی همچون ماسه و خاک و تنه ی درختان الفبا را ایجاد کنیم و از آنها عکس تهیه کنیم و به حافظه رایانه بسپاریم. همچنین است عکس اشیایی مثل “داسی با گلی در میان” به عنوان “ن” و یا “درختی ایستاده” به عنوان “الف” و با تایپ کردن حروف همان گونه که قلم زر و نسخ روزنامه ای قدیمی را می توانیم برگزینیم حروف ابداعی مثلا ماسه ای و خاکی و چوبی و… را نیز می توانیم انتخاب و تایپ کنیم. پس اگر ما با فشار دکمه ی “ل” یک عصای وارونه را بر صفحه ی نمایش یا کاغذ ایجاد کنیم “تایپ” کرده ایم. و همه ی چند و چونی که برای کنش تایپ می توان برشمرد همچون “تایپ ستینگ”، “تایپ فیس”، “تایپوگرافی” و… را برای این عصای وارونه که برای ما حکم حرف “ل” را دارد نیز می توانیم برشماریم، چون عملا همان کاری را کرده ایم که با فونت “زر” یا “هلوتیکا” انجام میدادیم. بنابراین نمی توان به این کار ایراد گرفت که تایپ نیست، پس شائبه ای که پیش می آید و ایرادی که گروهی از نسلی به نسل دیگر در مورد واژه و کار “تایپوگرافی” وارد می دانند را در ساختار و جلوه ی کار می کاویم نه در کنش کار. گفتیم که نسل دوم طراحان گرافیک ایران همزمان با دوره “لی اوت مدرن” تاریخ گرافیک به کار مشغول بودند. دوره ای که “هربرت لوبالین” یکی از سرآمدانش در نوشتار محسوب می شود و عمده ی کار های او برخوردی تصویری با نوشتار معمول زمانه ی خودش است. می دانیم که نوشته هم از خوش نویسی گرفته تا انواع دست نوشته و انواع تایپ، همه تصاویری انتزاعی و سمبولیک و قراردادی اند که توسط باسوادها رمزگشایی می شوند و مفاهیم را القا می کنند. برخوردی که با نوشتار پس از “لی اوت مدرن” شد و تایپوگرافی خوانده شد معمولا دخل و تصرفی تصویری با تایپ بود. یا با این حروف انتزاعی برخوردی دوباره از نوع انتزاعی می شد.

و یا از حرف هایی که مشابه عناصری در طبیعت بود، استفاده می کردند و شکلی نمادین و تقریبا طبیعت گرانه به واژه اش می بخشیدند.

اگر ساختار گرانه هم به تقابل نگاه و تعریف دو نسل فعال تاریخ گرافیک ایران یعنی نسل های 2 و 4 بنگریم، به این نتیجه خواهیم رسید که: چون هنر فن گرافیک نوین، دانشی وارداتی و غربی است، فرهنگ اصطلاحات آن هم متعاقبا وارداتی است. در جهان امروز تعاریف و اصطلاحات به سرعت در حال تغییرند، به گونه ای که حتی تغییر ناپذیر ترین تعاریف نیز در حال تکمیل و تصحیح اند. مثلا زمانی نچندان دور در تعریف حالات ماده در دانش شیمی به یقین و دلیل می خواندیم که ماده سه حالت دارد: جامد، مایع، گاز و اکنون می خوانیم ماده شش حالت دارد: سه حالت پیشین به اضافه ی پلاسما، چگال بوز-انیشتن و چگال فرمیون. پس میبینیم که وقتی در تعاریف علوم تجربی که معمولا تعییر ناپذیرند تصحیح و تغییر به بالندگی و رشدشان کمک میکند، چرا در علوم انسانی که هنر در زیر مجموعه آن است چنین تصحیحاتی در تعاریف نداشته باشیم؟

از ویژگی های بنیادین هنر گرافیک، سبک پذیری و مدگرایی است، گرافیک فرزند زمانه خویش و پویا است. این تغییر و تحول در تعریف های هنری، امروزه بقدری سریع اتفاق می افتد که حتی گاهی فرصت نامیده شدن هم نمی یابند.

اشاره شد که گرافیک امروز، دانشی وارداتی است. پس تعاریفش هم وارداتی است. برای دانستن هر گونه ای از هنر گرافیک کافی است کتاب های معتبر روز و آخرین چاپ آن را جست و جو کنیم. در جست و جوی واژه ی تایپوگرافی، امروزه یعنی سال ها پس از موج نو، هر برخوردی با نوشتار را در این دایره می بینیم. امروزه در این کتاب ها زیر عنوان تایپوگرافی آثار کسانی چون “نویل برادی”، “دیوید کارسون”، “استفان زاگ میستر” و… را می بینیم که با شکل و شمایلی متفاوت از کارهای “لی اوت مدرن” ارایه شده است.

بنابراین با احترام و پذیرش نظر گروهی از استادان لی اوت مدرن و گروهی از استادان مقارن ایشان در ایران، یعنی طراحان نسل 2 در مورد تعریف تایپوگرافی، می توان گفت تعریف نسل های بعد از این استادان از تایپوگرافی نه نافی و ناقص، که مکمل تعریف ایشان از تایپو گرافی است.

نتیجه:

  • تعریف های حیطه هنر معمولا ناپایدارندکه این ویژگی، موجب بالندگی هنر است.
  • تعریف نسل های 2 و 4 گرافیک ایران از تایپوگرافی متفاوت است اما تعریف نسل 4 ناقض تعریف نسل 2 نیست.

برگرفته از کتاب مجموعه مقالات شماره سه طراحی گرافیک نشر اردیبهشت.